تبليغاتX
ghasedak

با تدبير و تدبر مي توان محيط خانواده را صميمي كرد و محيط خانه را به دلنشين ترين جا براي همه افراد ‌خانواده تبديل كرد. مي توان كاري كرد تا فرزندان درد دل هايشان را با والدين مطرح كنند و حرف هايشان را ‌بزنند واگر چيزي مي خواهند ، از والدين بخواهند. ‌

گاهي مي شنويم كه پدري با پسر جوانش دوست است يا با او به مسافرت مي رود، راه مي رود و درد دل مي كند؛ ‌اما گاهي رابطه ها تشريفاتي است . احوالي پرسيده مي شود و به سلام و عليكي قانع هستند؛ يعني آن قدر فاصله ‌زياد است كه حرفي براي گفتن ندارند و صميميت وجود ندارد.

‌براي ايجاد محيطي آرام و صميمي، اين اصول مي تواند كارگشا باشد:

‌1-‌ وجود صميميت بين پدر و مادر: ‌اگر مي خواهيم فرزندان با ما صميمي بوده و همكاري و اطاعت داشته باشند، بايد خودمان با هم صميمي باشيم .‌‌ عمل صميمانه اعضاي خانواده مي تواند راه و جهت صحيح را به فرزندان منتقل كند. حضرت علي عليه السلام‌ مي فرمايند : "‌مردم را با غير زبانتان - عملا - به خوبي ها دعوت نماييد.‌"

2-‌هوشياري، دقت و حسابگري: ‌اگر فرزند احساس كند اوليايش انسان هاي هوشيار و مشكل گشايي هستند ، در آن ها ايجاد صميميت و اعتماد مي شود. اگر خانواده، ساده لوح و ضعيف باشد، فرزندان احساس صميميت نمي كنند ، موضع گيري ‌مي كنند و كار خودشان را انجام خواهند داد.

3-‌ رفتار اخلاقي و شخصيت تربيتي: ‌بايد فرزندان خاطره خوبي از رفتار اخلاقي و شخصيت تربيتي والدين داشته باشند و احساس كنند كه والدينشان ‌راستگو ، عادل و رستگارند.‌

4-‌ برخورد منطقي با خطاهاي فرزندان: ‌نبايد با ديدن كوچك ترين تخلف فرزند ، عكس العمل شديد نشان داد. برخورد منطقي با خطاها و لغزش فرزندان از ‌اصول مهم ايجاد صميميت است.‌

5-‌ بها دادن به نقاط قوت فرزندان: ‌امتياز دادن و تشويق كردن فرزندان در برابر كارهاي مثبت ، نقش ارزنده اي در ايجاد صميميت دارد.

‌6-‌ ايجاد محيطي صميمانه براي بحث و گفتگو: والدين بايد وقت كافي در اختيار فرزندان بگذارند، براي آن ها قصه و داستان بگويند ، موضوعي را طرح و ‌پيرامون آن به بحث و گفتگو بپردازند. موقع صحبت كردن فرزند ، كاملا گوش دهند ، به او نگاه كنند و لبخند بزنند و ‌به بحث و بررسي موضوع بپردازند.

‌7-‌ نظرخواهي از فرزندان در امور خانواده ‌: اين روش براي پرورش شخصيت فرزندان بسيار سازنده است ؛ زيرا آنها نيز داراي فكر و عقيده اند و دوست ‌دارند در خانواده با آن ها مشورت شود كه اگر به اين مهم توجه شود به تدريج در هنگام مشكلات ‌شخصي، براي مشورت به سراغ خانوادهمي آيند و به سوي غريبه ها و بيگانگان نخواهند رفت.

‌8-‌ ايجاد محيط همكاري و تقسيم مسئوليت: ‌كارها را بايد خيلي منطقي و عادلانه تقسيم كرد. اگر تقسيم كار نباشد وبي حساب عمل شود گاهي غير عادلانه ‌كاري به يكي از فرزندان تحميل مي شود و نتايج بدي را به بار مي آورد.

9-‌ رعايت عدالت در بين فرزندان: ‌اگر مي خواهيم فرزنداني وفادار و صميمي داشته باشيم بايد با آنها رفتار عادلانه داشته باشيم.

‌10-‌ ايجاد جهان بيني مشترك بين افراد خانواده: ‌ما كتاب هايي خوانده ايم ، مطالبي شنيده ايم و جلساتي رفته ايم كه فرزندان ما با آنها آشنا نيستند.آنان كتاب هاي ‌ديگري مي خوانند، جلسات ديگري مي روند و تلقي و برداشت هاي ما با هم متفاوت مي شود.در نتيجه ، رفته ‌رفته فاصله ما با آنان بيشترمي شود. بايد به همديگر نزديك شويم تا به تدريج به جهان بيني مشتركي دست پيدا كنيم.

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و ساعت 11:28 |

‌‌تصميم‌گيري، بخش مهمي از زندگي را تشكيل مي‌دهد، ما هر روزه خود بارها مجبور به تصميم‌گيري‌هاي كوچك و بزرگ ‌هستيم. مانند كجا برويم؟ چه بخوريم؟ چه لباسي را بخريم؟با فلاني چگونه حرف بزنيم؟ به چه كسي راي بدهيم؟ ‌هنگام عصبانيت چه بكنيم؟ چه شغلي، چه دوستي و يا همسري را انتخاب كنيم؟ ‌تصميمات، زندگي ما را شكل مي‌دهند، ما از طريق انتخاب‌ها و تصميم‌هايمان قدرت مي‌گيريم.

‌تصميم‌گيري، قضاوت و انتخاب بين دو يا چند چيز و يا راه حل است كه هركس در زندگي شخصي و محيط كار و اجتماع ‌خود با هر مقام و مسئوليتي كه باشد انجام مي‌دهد و گاه مي‌تواند بسيار مهم و حياتي باشد. تصميم‌گيري، نشانه‌‌رشد و بلوغ و مسئوليت پذيري افراد است.

تصميم‌گيري درست و سنجيده موجب شادي و احساس موفقيت در فرد ‌شده و سازگاري و اعتماد به نفس او را افزايش مي‌دهد و اين حالت نه تنها در تصميم‌گيرنده، بلكه در اطرافيانش اثر ‌مثبت گذاشته و بهداشت رواني فرد و اعضاي خانواده را تامين مي‌كند.

‌تصميم‌گيري، هنر و شاخص مهمي براي شناخت رشد عقلي، عاطفي، اجتماعي و رواني افراد مي‌باشد، كساني كه ‌به چنين رشدي نرسيده باشند، احتمال بيشتري وجود دارد كه اجازه دهند ديگران براي آنان تصميم‌گيري كنند.‌‌ ‌

از آن جايي كه تصميم‌گيري از مهارت‌هاي زندگي محسوب مي‌شود، در اين جا به 15 راهكاردر تصميم‌گيري ‌درست و منطقي اشاره مي‌نماييم.

‌1- در تصميم‌ گيري بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماييم. ‌

‌2- در مورد تصميمات گروهي يا خانوادگي بهتر است نظر تمامي افراد گروه را نيز جويا شويم.

‌3- براي اين كه تصميم گيرنده خوبي باشيم، سعي كنيم خود آگاهي مان را افزايش دهيم.

‌4- در مورد مسائل شخصي با حفظ و تقويت اعتماد به نفس، اجازه ندهيم ديگران براي ما تصميم بگيرند.

‌5- مسئوليت پيامدهاي تصميم خود را شخصاً برعهده بگيريم.

‌6- با مديريت و كنترل هيجان‌هاي خود تصميمات منطقي‌تري بگيريم. همان طور كه حضرت علي‌(ع) فرمودند: "هنگام ‌خشم، نه تصميم، نه تنبيه، نه دستور."

‌7- در تصميم ‌گيري‌هاي خود به تمام جوانب موضوع توجه كنيم.

‌8- سعي كنيم قبل از اجراي تصميم خود پيامدهاي مثبت و منفي آن را بررسي كنيم و امتياز بدهيم.

9- نگاه مثبت، توام با تفكر و شناخت باعث مي‌شود كه تصميم‌هاي درست‌تر و منطقي‌تر بگيريم.

‌10- فرصت تصميم‌گيري را از ديگران به ويژه فرزندانمان دريغ نكنيم و به آن‌ها اجازه دهيم در مسائل مربوط به خودشان ‌تصميم‌گيري نمايند.

‌11- شهامت تصميم‌گيري را در خود و ديگران تقويت كنيم.

‌12- به عوامل موثر در تصميم‌گيري مانند اطلاعات درست، تأثير فشار گروه‌ها و دوستان، هنجارها (جامعه، فرهنگ و ‌مذهب)، رسانه ‌هاي جمعي و ... توجه نماييم.

‌13- به منظور جلب توجه فرزندانمان به پيامدهاي هر تصميم ‌گيري،در مورد برخي از مخاطره آميزترين تصميم ‌هاي دوره ‌نوجواني با آن‌ها گفتگو كنيم.

‌14- هدف ‌گذاري در زندگي، مقدمه تصميم‌ گيري است. به عبارت ديگر افرادي كه اهداف كوتاه وبلند مدت خود را در ‌كليه شئونات زندگي مشخص كرده باشند، راحت‌تر و مناسب ‌ترتصميم‌ مي‌گيرند.

‌15- مطالعه زندگينامه انسان‌ هاي موفّق در عرصه علم و ادب و اقتصاد مي‌تواند زمينه تصميم ‌گيري‌هاي ‌مناسب ‌تر را در فرد مهيا سازد.‌ 

+ نوشته شده توسط محسن در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت 14:14 |

يادگيري و مطالعه رابطه‌اي تنگاتنگ و مستقيم با هم دارند. بنابراين براي اينكه ميزان يادگيري را افزايش دهيم، لازم است مطالعه‌اي با شيوه درست داشته باشيم.

ـ اين‌ها جملاتي هستند كه بارها و بارها يا خود گفته يا از ديگران شنيده‌ايد: «حوصله كتاب خواندن ندارم»، «خسته شده‌ام»، «ده دفعه خواندم ولي باز هم ياد نگرفتم» و ....

آيا براي يادگيري واقعاً لازم است ده‌ها بار مطلبي را خواند يا آن‌ها را به طور مرتب مرور كرد كه اگر چنين باشد، مطالعه واقعاً كار دشواري است. يادگيري و مطالعه رابطه‌اي تنگاتنگ و مستقيم با هم دارند. بنابراين براي اينكه ميزان يادگيري را افزايش دهيم، لازم است مطالعه‌اي با شيوه درست داشته باشيم. البته مطالعه انواع مختلفي دارد كه براساس هدف مطالعه تعيين مي‌شود، مانند: مطالعه براي سرگرمي، آموزشي، تحقيقي و...

اما بدانيد مطالعه با هر هدفي كه باشد، لازمه آن يك مطالعه مناسب است.
پس، نكات زير را به خاطر بسپاريد:

1ـ هميشه براي مطالعه برنامه‌ريزي كنيد و به برنامه خود متعهد باشيد.

2ـ براي مطالعه هر مطلب زمان تعيين كنيد. اين كار سرعت عمل را بالا مي‌برد.

3ـ مكان مطالعه، اتاق ثابت و داراي نور و دماي مناسب باشد.

4ـ معمولاً انتهاي شب و صبح زود بهترين زمان مطالعه است، اما بهترين زمان براي هر فرد توسط خود او انتخاب مي‌شود.

5ـ موضوعات شبيه به هم را پشت سر هم مطالعه نكنيد.

6 ـ در فواصل بين يادگيري حتماً حداقل 10 دقيقه استراحت كنيد.

7ـ خواب كافي داشته باشيد تا مغز شما عملكرد خوبي داشته باشد.

8 ـ تغذيه مناسب داشته باشيد، البته به خاطر بسپاريد كه قبل از مطالعه از خوردن غذاهاي پرحجم و چرب خودداري كنيد.

9ـ با علاقه و انگيزه مطالعه كنيد، نه از روي اجبار

10ـ به خودتان اعتماد داشته باشيد و به خود بگوييد: «من مي‌توانم»

11ـ با تمرين، حافظه خود را تقويت كنيد.

12ـ مهمترين ابزار مطالعه قلم است. «به طور مرتب يادداشت‌برداري كنيد.»

13ـ كافي است هر درس را فقط يك بار ولي دقيق مطالعه كنيد. (خوب بخوانيد نه زياد)

14ـ درس‌ها را در فواصل منظم، به طور مرتب مرور كنيد.

15ـ روي موضوعات مورد مطالعه تمركز كنيد و جلو حواس‌پرتي خودرا بگيريد.

16ـ آن‌گونه مطالعه كنيد كه با دوست محترم خود گفتگو مي‌كنيد.

17ـ فراموش نكنيد: «درس را بايد فهميد، نه حفظ كرد.»

18ـ زماني كه شاد و سرحال هستيد، مطالعه كنيد. در حين خستگي از مطالعه بپرهيزيد.

19ـ با سليقه خود، نكات مهم را علامت‌گذاري كنيد.

20ـ تصور موفقيت به شما شور و شوقي مي‌دهد كه بهتر مطالعه كنيد.

 

+ نوشته شده توسط محسن در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 8:14 |

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها به موضوع «خدا » رسیدند.

آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد!

مشتری پرسید: چرا؟

آرایشگر گفت: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیز ها وجود داشته باشند.

مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد؛ چون نمی خواست جروبحث کند. 

آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده...

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.

آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم.

مشتری با اعتراض گفت: نه!!! آرایشگر ها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.

آرایشگر گفت: نه بابا؛ آرایشگر ها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.

مشتری تایید کرد: دقیقا! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.
+ نوشته شده توسط محسن در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 و ساعت 18:52 |

فرشتگان خدا برای غبارروبی کعبه از یکدیگر سبقت می‌گرفتند.
شاد بودند که وعده خدا درباره تولد همای رحمت، آن شب محقق می‌شود.
فاطمه دختر اسد، آرام، اما با گام‌هایی استوار، خانه ابوطالب را به سوی خانه خدا ترک می‌گفت.
او می‌دانست زادگاه کودکی که به همراه دارد، نه در خاک که در افلاک است‌ اما نمی‌دانست چه خواهد شد. اضطراب همه وجودش را در بر گرفته بود.
هرچه به خانه خدا نزدیک‌تر می‌شد، تپش قلبش فزونی می‌گرفت.
خدایا! تنها چه کنم؟ مبادا فرزندم.‌.‌.
چشمان نگرانش را خانه خدا پر کرد. بارها دور این خانه چرخیده بود اما هیچ‌گاه تا این حد به آن دل نداده بود.

غصه به جانش افتاد. افسردگی سراغش آمد.
پاهایش نای رفتن نداشت.
می‌خواست بنشیند و از رهگذری یاری بجوید.‌.‌.
دیوار خانه شکافته شد. نمی‌دانم. شاید به او گفتند: «و‌ادخلی جنتی‌»
دوباره پاهایش جان گرفت.
پر درآورد. خودش را بسان کودکی یافت که به سوی آغوش مادر می‌دود.
از این پس را دیگر هیچ‌کس نمی‌داند. هیچ‌کس نمی‌داند که بر فاطمه دختر اسد، در چاردیواری خانه خدا چه گذشته است. او هم هیچ‌گاه آن را برای کسی باز نگفت.‌.‌.

از همان راهی که آمده بود، برگشت؛ اما نه با شتاب که آرام. ودیعه خدا را کجا ببرد دور از خانه خدا؟

دستان نوزادش را می‌بوسد و در همان هنگام چشم بر زادگاه او می‌دوزد. فرشتگان به او رشک می‌برند. شاید به او می‌گویند: نرو! می‌خواهند بال‌های خود را به پیکر نوزاد زیبای او بسایند.

ابوطالب چشم به راه است و نگران.
فاطمه را که می‌بیند، از شادی در پوست نمی‌گنجد. به‌سوی او می‌دود. هدیه خدا را میان دستانش می‌گیرد. اشک از گوشه چشم‌هایش روی زمین می‌چکد.

... ‌و محمد می‌آید. نوبت عشقبازی اوست. همه به تماشا می‌ایستند.
هیچ‌کس حتی به ذهنش هم نمی‌آید که قدم نورسیده را به او تبریک بگوید. با لحنی آرام، قنداقه را در بغل می‌گیرد.
صدایش می‌کند؛ علی! تو گویی همه عالم و نیز خالق عالم، با محمد یکجا می‌گویند:
یا علی!

+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 11:19 |


  شايع ترين علت همه انواع سرطان پوست برخورد مقطعي و مزمن پوست با نور‌ آفتاب است.بنابراين همه افراد بايد از كودكي روش محافظت پوست در برابر نور آفتاب را بياموزند.

  پوست وسيع ترين و خارجي‌ترين عضو بدن است و به راحتي در معرض عوامل محرك خارجي قرار مي‌گيرد . سرطان پوست شايع ترين سرطان‌ها در دنيا و ايران است و به دليل اينكه سلول‌هاي مختلفي در پوست وجود دارد و هركدام از اين سلول‌ها مي‌توانند به تنهايي سرطاني شوند لذا انواع مختلفي از سرطان پوست در دنيا و ايران وجود دارد.

  شايع ترين نوع سرطان پوست كه از سلول‌هاي رنگدانه ساز پوست نشأت مي‌گيرد. سرطاني به نام ملانوم است كه با وجود اينكه كشنده‌ترين سرطان انساني است و خطر آن از همه انواع سرطان بيشتر است، خوشبختانه شيوع آن از همه سرطان‌هاي پوست كمتر است.

  مهمترين علامت سرطان ملانوم خال‌هاي معمولي است كه به تدريج تغييراتي مي‌كنند. در رنگ و شكل آن تغييراتي به وجود مي‌آيد. اندازه آن رشد مي‌كند يا زخمي مي‌شود. لذا با وجود مشاهده اين تغييرات حتماً بايد به پزشك مراجعه شود.

  انواع ديگر سرطان‌هاي پوست كه از ديگر سلول‌هاي پوستي يعني لايه قاعدگي و لايه شاخي پوست نشأت مي‌گيرد از جوش‌هاي كوچك شروع مي‌شود و كم‌كم رشد كرده زخمي مي‌شود. بنابراين هر زخمي كه در طولاني مدت ترميم نشود مي‌تواند علامت خطر باشد.

  شايع ترين علت سرطان پوست در همه انواع آن نور‌آفتاب است. در مورد سرطان ملانوم تابش‌هاي شديد و مقطعي نور آفتاب منجر به آفتاب سوختگي شده و مي‌تواند سرطان ملانوم را به وجود آورد. در مورد سرطان سلول‌هاي قاعدگي و شاخي پوست، تابش‌هاي مزمن و طولاني مدت نور آفتاب، اين نوع سرطان را ايجاد مي‌كند و خطر آن براي افرادي مانند ماهي گيران و كارگران ساختماني كه نور آفتاب را به صورت مزمن دريافت مي‌كنند، وجود دارد.

  مهمترين راه پيش گيري از اين سرطان اجتناب كامل از نور آفتاب به هر شكل ممكن است كه استفاده از كرم‌هاي ضد آفتاب، پوشيدن لباس‌هاي بلند با رنگ روشن و استفاده از كلاه نقاب دار از جمله اين راه‌هاست.

  محافظت از نور آفتاب بايد از سن پايين به بچه‌ها آموزش داده شود و به كودكان آموزش داد همان طور كه شب‌ها مسواك مي‌زنند بايد براي محافظت از پوست خود از نور آفتاب از راه‌هاي ذكرشده استفاده كنند تا در سنين بالا دچار بيماري‌هاي پوستي نشوند.

  درمان سرطان پوست : اگر محل، اندازه و عمق آن به گونه‌اي باشد كه امكان جراحي وجود داشته باشد بهترين و اصلي‌ترين درمان، جراحي است كه بر حسب نوع و عمق سرطان پس از جراحي مقداري از پوست سالم اطراف جهت تشخيص گسترش سرطان برداشته و در آزمايشگاه بررسي مي‌شود.

  در مواردي كه سن بيمار بالاست يا محل سرطان در جايي است كه از نظر زيبايي مشكل ايجاد مي‌كند يا وسعت سرطان به قدري زياد است كه امكان جراحي وجود ندارد از روش‌هاي ديگر مانند استفاده از داروهاي شيمي درماني موضعي مانند كرم‌ها و پمادها، داروهايي كه سيستم ايمني را به سمت از بين بردن سلول‌هاي سرطاني تحريك مي‌كند و استفاده از جريان برق و راديوتراپي و نور استفاده مي‌شود.

  استفاده از هر كدام از روش‌هاي ياد شده بستگي به نظر پزشك دارد كه بر اساس سن، محل، نوع، عمق و ميزان پيشرفت بيماري تشخيص داده مي‌شود.

  سرطان پوست در مردان شايعتر از زنان است و هرچه سن بالاتر رود ميزان آن افزايش مي‌يابد ولي اين طور نيست كه در سنين پايين ديده نشود.

+ نوشته شده توسط محسن در شنبه سی ام خرداد 1388 و ساعت 12:12 |

بهارطرب‌انگيز، طلوع خورشيد، صبح پر لطافت، آبشارهاي زيبا، گل‌‌هاي رنگارنگ، ازدواج و بسياري ديگراز ‌پديده‌‌هاي جهان، براي انسان شادي‌آور است. ‌غم نيز جزء زندگي انسان و همزاد اوست. بيماري، مرگ، پيري، تنگدستي و حوادث ديگر، خيمه ماتم را در دل ‌آدمي‌ بر پا مي‌كنند.‌انسان با اين دو واقعيت روبرو است: گاهي غم و زماني شادي.

۱-‌ ايمان‌: نگاه گذرا به تعاليم ديني نشان مي ‌دهد كه شادابي و سرزندگي از آثار ايمان به خدا و مذهب است، چرا كه مذهب ‌بر زمينه‌‌هاي پيدايش شادي سفارش كرده و نشانه‌‌هايش را ستوده است. ‌نداشتن نگراني و اضطراب و رسيدن به اطمينان قلبي، اساس هر نوع شادي است و اين ممكن نيست، مگر با ايمان ‌داشتن به قدرت مطلقي كه سرچشمه همه نيكي‌‌هاست.

۲-‌ رضايت و شكيبايي‌: در زندگي گاهي مشكلاتي به وجود مي‌آيد كه رفع آنها بيرون از توان انسان است. ما به ‌طور معمول از اين ‌مشكلات خشنود نيستيم و آنها را با ديد ظاهري، مـانـع اهـداف و اميـال خـود مـي‌دانيـم. بيشتـر ناخرسندي هاي ما ‌درهمين مواقع بروزمي ‌كنند، چون مي‌خواهيم به هر شكل ممكن، مشكلات فوق طاقت خود را رفع كنيم، در حالي ‌كه بهترين راه غلبه بر اين رخدادها، كنار آمدن با آنهاست. راضي بودن به رضاي خدا، به انسان آرامش مي‌بخشد و در سخت ترين حوادث، مددكار آدمي‌ مي‌شود. ‌

۳-‌ پرهيز از گناه‌: لذت و خوشي، فقط با عوامل مادي به دست نمي آيد، بلكه عوامل معنوي هم در ايجاد شادي موثر هستند. گاهي انجام ‌دادن كارهايي كه به نظر بايد لذت‌بخش باشند، هيچ لذتي به انسان نمي‌دهند، حتي عذاب وجدان هم مي‌آورند، زيرا ‌روح و وجدان، آماده لذت بردن نيستند. يك غذاي لذيذ يا خانه بسيار زيبا، اگر حرام و نامشروع باشد، براي انسان ‌سالم و مومن، تلخ و ناگوار است. ‌

۴- مبارزه با نگراني‌: شادي، نبودن اندوه است. اگر انسان بتواند نگراني‌‌ها و اندوه‌‌ها را از خود دور كند، شاد است. البته انسان‌‌هاي شاد ‌نيز گاهي غمگين مي‌شوند كه طبيعي است، چرا كه بعضي از غم‌‌ها لازمه زندگي است، اما بسياري از آنها ‌برخاسته از نگراني‌‌ها و نااميدي‌‌هاست. ‌اين نگراني‌‌ها منشاء مشكلات بسيار ديگري از جمله بيماري است. آري! كساني كه دچار دلهره و نگراني باشند، ‌از هيچ يك از امكانات زندگي لذت نمي‌برند. ‌

۵- تبسم و خنده‌: گرمي ‌تبسم و لبخند، كينه‌‌ها را از بين مي‌برد و به روابط انساني تعادل مي‌بخشد. وقتي مي‌خنديم، همه چيز به نفع ‌جسم و روح ما پيش مي‌رود. هنر شاد بودن، مـسـتـلـزم تـوانـايـي خـنـديـدن بـه مشكلات در كوتاه‌ترين زمان ممكن است. ‌

۶-شوخ طبعي‌: شوخ طبعي و خوشرويي را مي‌توان ساده‌ترين راه آفرينش شادي دانست. شوخي، روح را شاد مي‌كند و با ‌آفرينش لبخند، به انسان و محيط شادابي و خرمي ‌مي‌بخشد. ‌خنده حتي لبخند و حتي خيال خنده، شگفتي مطبوعي به روح انسان مي‌بخشد كه اغلب با آرامش اعصاب و سبكي ‌ذهن همراه است. ‌

۷-‌ بوي خوش‌: در روابط انسان‌‌ها، بوي خوش ، عامل فرح انگيز مهمي‌ است و متقابلا بوي بد، نااميد كننده و سبب افسردگي ‌است. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: "رسول خدا براي خريد عطر، بيشتر از خوراك خرج مي‌كرد."‌

۸- پوشيدن لباس‌هاي روشن: رنگ‌‌ها، عـكـس الـعـمل‌‌هاي گوناگوني را در انسان برمي‌انگيزند. رنگ روشن، شادي‌آفرين است. در دين نيز به ‌پوشيدن لباس‌هاي روشن، توجه زيادي شده است. پيامبر(ص) فرمودند: "جامه سفيد بپوشيد كه نيكوترين ‌رنگ‌‌هاست."‌

۹- خودآرايي‌: آراستگي ظاهري انسان، عامل مهمي ‌در جذب افراد به كردارهاي پـسـنــديــده اســـت. روان‌شــنــاســان اجـتمـاعـي، آراستگي ‌شكل ظاهري را عامل موثري در كارآيي پيام‌دهي مي‌دانند. ‌

۱۰- تلاش كردن و پرهيز از تنبلي‌: كار، جوهر آدمي‌ و نشان حيات اوست. كسي كه تلاش نمي‌كند و به تنبلي خو كرده، بهره‌اش از زندگي اندك است ‌و سلامت او در خطر و شــــادابــــي‌اش بـــر بـــاد اســـت. كـــار و تـــلاش، استعدادهاي آدمي‌ را شكوفا مي‌سازد، از انحراف و ‌لغزش او جلوگيري مي‌كند وبر سرزندگي و نشاط او مي‌افزايد. ‌

۱۱-‌ سير و سفر‌: گشت و گذار در طبيعت و ديدن منظره‌‌هاي زيبا و آشنايي با آداب و رسوم ملل، غير از فايده‌‌هاي بي‌شمار مادي و ‌معنوي كه دارد، آدمي ‌را از افسردگي مي‌رهاند و به سلامت جسم و روان او كمك مي‌كند. ‌

۱۲-‌ اميد به زندگي‌: در فرهنگ نيايش پيشوايان معصوم(ع) ، تقاضاي عمر طولاني از خداوند، ذكر شده است و همين را به دوستان ‌خويش نيز آموخته‌اند. از اين رو در ماه مبارك رمضان كه بهترين زمان براي سخن گفتن با خداست، اين دعا هر ‌روز تكرار مي‌شود: "بار خدايا! از تو مي‌خواهم كه يكي از مقدرات شب قدر را عمر طولاني‌ام قـرار دهـي."‌يكي از فلسفه‌هاي انتظار در مكتب تشيع نيز، اميد و توجه دائمي انسان‌ها به زندگي و آينده برتر است.

 

+ نوشته شده توسط محسن در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت 13:8 |

  راه رسيدن به موفقيت اين است كه هدفمان را بدانيم، دست به عمل بزنيم، بدانيم كه به چه نتايجي دست يافته ايم و قدرت ‌انعطاف وتـغـيـيـر پـذيـري داشـتـه بـاشـيـم. يـعـنـي بـدانـيـم چـه مي خواهيم و براي رسيدن به آن وارد عمل شويم و با توجه به ‌موفقيت در رفتارمان ،تغييرات مهم را ايجاد كنيم. در مورد اعتقادات و باورها نيز چنين است؛ بايد باورهايي را ‌بيابيم كه ما را دلگرم كند و به مقصودي كه مي خواهيم برساند. ‌اين 7 باور به ما يادآور مي شود كه هر قدر به چيزي معتقد باشيم ، باز هم لازم است دريچه‌هاي ذهن خود ‌را به روي عقايد و امكانات ديگر باز بگذاريم و هميشه براي يادگيري مطالب تازه تر آمادگي داشته باشيم.‌با پذيرفتن اين باور‌ها به موفقيت خواهيم رسيد ولي به ياد داشته باشيم كه تنها انجام اين 7 باور و عقيده نيست ‌كه باعث موفقيت مي شوند اما شروع خوبي است. ‌

بــاور اول: هــر حـادثـه داراي دليل و مقصودي است كه به مصلحت ماست. ‌

تمام افراد موفق توانايي عجيبي دارند و درهر موقعيت به امكانات موجود و نتايجي كه ممكن است از آن حاصل ‌شود توجه مي كنند و سريع آن وضعيت را در جهت مثبت و به نفع خود به كارمي گيرند. از طرفي اعتقاد دارند ‌اگر به دنبال نتيجه مثبت هستند، بايد آن را عملاً انجام دهند. ‌

باور دوم: چيزي به نام شكست وجود ندارد. ‌

شكسپير معتقد بود : ترديدها به ما خيانت مي كنند و ما را از كوشش برحذر مي دارند و از پيروزي‌هايي كه به ‌احتمال زياد نصيب ما خواهد شد محروم مي سازند. ‌هرآن چه بشر آموخته، از طريق آزمايش و خطا بوده است. بزرگ ترين عـــامـــل بـــازدارنــده مــردم، تــرس از شـكـســت ‌است. انـســان هــا تـنـهـا از طـريـق اشـتـبـاه بـه مـوفـقـيـت مي رسند. ‌هر گاه در زندگي، كاري را انجام داده ايم اگر فكر كنيم كه تجربه اي به دست آورده ايم بهتر از آن است كه فكر ‌كنيم شكست خورده ايم.بايد به پديده هاي زندگي با ديد تجربه نگاه كنيم. ‌

باور سوم: مسئوليت هر اتفاقي را به گردن بگيريد. ‌

يكي از صفات مشترك ميان رهبران بزرگ و افـــراد موفق اين است كـه فكر مي كننـد دنياي خودشان را خودشان ‌مي سازند. آن ها هميشه مي گويند: مسئوليت كاري را كه انجام مي دهم، مي پذيرم. ‌

‌ باور چهارم: براي بهره بردن از چيزي شناخت كامل آن لازم نيست.

افراد موفق معتقدند براي اين كه چيزي را مورد استفاده قرار دهند لزومي ندارد همه چيز را درباره آن بدانند. ‌هميشه توجه دارند كه چه اندازه اطلاعات، مورد نياز آنهاست و هميشه مي دانند كه به چه چيزهايي احتياج ندارند ‌و بايد در وقت خسّت نشان بدهند و بدانند كه به دست آوردن اطلاعات كامل هيچ گاه امكان پذير نخواهد بود. ‌

باور پنجم: بزرگ ترين سرمايه شما ديگرانند.

‌افرادي كه به بهره وري رسيده اند تقريباً بدون استثنا داراي حس قوي احترام و تحسين نسبت به ديگران هستند. ‌

هـيــــچ مـــوفـقـيــت پــايــداري بــدون احـسـاس صميميت و يگانگي با مردم به وجود نمي آيد. راه رسيـدن بـه موفقيت، تشكيل گروه موفق و ‌همكاري با يكديگر است. ‌

باور ششم: كار، نوعي تفريح است. ‌

مارك تواين - نويسنده آمريكايي‌- مي گويد: "راه رسيدن به موفقيت آن است كه شغل را جزء تفريحات خود قرار دهيد." افراد موفق همين كار را ‌مي كنند. آن ها ديوانه وار كار مي كنند. زيرا كار، آن ها را به شوق مي آورد. در زندگي كار را به بازي تبديل ‌كنيد. تا به حال بررسي كرده ايد كه چرا يك كودك از صبح تا شب بازي مي كند ولي خسته نمي شود. ‌

باور هفتم: هيچ توفيق پايداري، بدون پشتكار به دست نمي آيد.

افراد موفق ، به نيروي پشتكار ايمان دارند.‌‌ اگر به افراد موفق بنگريد، مي بينيد كه آن ها لزوماً بهتر، باهوش تر، سريع تر و قوي تر از ديگران نبوده اند، ‌بـلـكــه پـشـتـكـار بيشتـري داشتـه انـد. ‌افـراد مـوفـق مي خواهند به هر قيمتي كه شده، موفق شوند.البته اين را بايد مد نظر داشت كه موفقيت به بهاي لطمه ‌زدن به ديگران نيست.

+ نوشته شده توسط محسن در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 14:11 |

تحقيقات نشان داده است كه تفكر مثبت، علاوه بر خنده روزانه موجب مي ‌شود كه ميزان انــدورفـيــن (مــاده شـيميـايـي كـه مـوجـب ايجـاد احساس خوب در بدن مي‌شود)، نيز در بدن بالا برود كه اين امر باعث ‌مي‌‌شود، شما جوان ‌تربه نظر آييد.

 شما هم احتمالاً شنيده‌ايد كه برخي غذاها موجب مي ‌شوند شما جوان ‌تر به نظر آييد. ‌به نظر ميآيد اين غذاها موثر هستند، مخصوصا اگر همراه با ديگر روش هاي سالم زيستن باشند.‌‌ در زير نكاتي را كه موجب ايجاد يك احساس خوب و دلپذير در شما مي ‌شود و همچنين توصيه‌هايي را براي مبارزه با ‌پيري براي ‌تان گوشزد مي كنيم.

1- ‌ به اندازه كافي بخوابيد

كم‌ خوابي عوارض زيادي دارد، يكي از عوارض كم‌ خوابي پيري است. علاوه بر اين كم خوابي بر روي كنترل ‌وزن نيز تاثير دارد. استرس‌ ها ممكن است نياز به خوابيدن را افزايش دهند. ‌مطالعات نشان مي ‌دهد كه عدم خواب كافي مي‌‌تواند ميزان هورمون گرسنگي (يعني گرلين ghrelin‌‌) را در بدن ‌تغيير دهد و در نتيجه تمايل به خوردن مواد غذايي شيرين، در فرد بسيار بالا مي رود. ‌تحقيقات بيانگر اين مـطـلـب هـسـتـنـد كـه خواب شبانه كمتر از7 ساعت، براي اغلب افراد كافي نيست. ‌اما در نهايت اين شما هستيد كه مي‌ دانيد چه مقدار خواب براي بدن و شرايط شما كافي است.‌

2- ‌ به مقدار كافي آب بنوشيد

با اينكه اغلب اوقات، نوشيدن آب ‌ميوه صـنـعـتـي، نـوشـابـه و ديگر نوشيدني ‌هاي پُـركـالـري، وسوسه برانگيز است، اما ‌اين نوشيدني‌ ها، نه تنها كالري زيادي دارند، بلكه موجب "دهيدراتاسيون" يا "كم ‌آبي بدن" نيز مي ‌شوند كه اين ‌امر باعث مي ‌شود پوست شما خسته به نظر آيد. ‌علاوه بر اين، نظر محققان بر اين است كه از هر سه مرتبه اي كه فكر مي ‌كنيد گرسنه هستيد، دو مرتبه آن شما ‌تشنه هستيد. پس نوشيدن آب به ميزان كافي كمك مي ‌كند تا شما لاغر شويد. ‌ميزان نياز به مايعات، در افراد متفاوت است، اما به طور كلي 1500 تا 2000 ميلي ليتر در روز، ميانگين مـيـزان ‌مـصـرف مـايـعـاتي است كه توصيه شده است. ‌

3- ‌ با استرس مبارزه كنيد

ورزش به سوخت كالري در بدن و مقابله با استرس بسيار كمك مي كند. اما اگر شما به هر دليلي عصبي و ‌مضطرب هـستيد، ممكن است فقط با انجام يك فعاليت بدني مثل بدنسازي، نتوانيد آرام شويد. پس به دنبال ديگر راه ‌هاي مبارزه با استرس نيز باشيد.‌

4- ‌ نفس عميق بكشيد‌

خيلي از افراد نمي ‌دانند كه با تنفس عميق مي توان نشاط و شادماني را به دست آورد. ‌حقيقت اين است كه اكثر مردم، سطحي و كم‌ عمق نفس مي‌ كشند، آن هم در حصار قفسه سينه ‌شان، در صورتي ‌كه يك تنفس عميق بايد از اعماق ريه‌ ها و با استفاده از ديافراگم انجام شود. اين گونه تنفس براي مقابله با ‌اضطراب بسيار سومند است.‌

5- ‌ ماهي چرب بخوريد

ماهي‌ هاي چرب، مانند قزل‌آلا، داراي مقدار زيادي اسيدهاي چرب امگا 3 هستند كه نه تنها براي سلامتي پوست و ‌دستگاه قلبي - عروقي مفيدند، بلكه به همان اندازه براي كاهش سطح استرس نيز سودمند مي ‌باشند. ‌برخي متخصصان توصيه كرده‌اند كه مصرف روزانه ماهي چرب مي ‌تواند موجب تاخير و حتي رفع نياز به ‌جراحي پلاستيك شود.‌

‌ ‌6-‌ تفكر مثبت داشته باشيد ‌

مي ‌گويند ما همان چيزي هستيم كه فكر مي ‌كنيم. ‌آمار قطعي وجود دارد كه به طور متوسط حدود 000/60 مطلب (فكر) در طي روز، به سراغ‌ افراد مي‌آيند(البته ‌خيلي از اينها، افكاري است كه ما روزها و حتي سال‌ها گرفتار آن هستيم.)‌حال اگر خيلي از اينها، افكار و انديشه‌هاي منفي باشند،نه تنها با ايجاد استرس، روي بدن ما تاثير مخربي مي ‌گذارند، بلكه موجب مي ‌شوند روي صورت ما نيز خطوط نگراني و دلواپسي نقش ببندند.‌علاوه بر اين، تحقيقات نشان داده است كه تفكر مثبت، علاوه بر خنده روزانه موجب مي ‌شود كه ميزان انــدورفـيــن (مــاده شـيميـايـي كـه مـوجـب ايجـاد احساس خوب در بدن مي‌شود)، نيز در بدن بالا برود كه اين امر باعث ‌مي‌‌شود، شما جوان ‌تربه نظر آييد.

‌تفكر مثبت موجب مي‌ شود كه افراد بيشتري به طرف شما جذب شوند، زيرا هر كسي دوست دارد نزد فردي باشد ‌كه خوشحال و شاداب است.‌تلقين بسيار موثر است. البته مطمئنا خيلي سخت است كه در شرايط سخت و دشوار، لبخند بزنيد، اما تحمل كنيد و اين كار را ادامه دهيد، آن وقت خواهيد ديد كه چه اتفاقي مي‌افتد.‌در ضمن خودتان هم، با آدم ‌هاي مثبت و خوش ‌اخلاق معاشرت كنيد و به سراغ آنها برويد. اين را به خاطر داشته ‌باشيد كه احساسات و اخلاق، قابل سرايت هستند.‌مطمئن باشيد با عمل به اين توصيه ها، شاداب ‌تر و جوان‌ تر به نظر خواهيد رسيد. 

+ نوشته شده توسط محسن در دوشنبه چهارم خرداد 1388 و ساعت 10:10 |


   بيشتر ما بر اين‌ باوريم‌ كه‌ وقتي‌ پا به‌ سن‌ مي گذاريم، انواع‌ بيماري‌ها به‌ سراغمان‌ مي ‌آيند و ديگر به ‌تنهايي‌ قادر ‌به‌ انجام‌ كارهايمان‌ نيستيم. اما تحقيقات‌ نشان‌ مي ‌دهد كه‌ ما مي‌توانيم‌ حتي‌ با وجود افزايش‌ سن، هوشياري‌ ذهني‌ ‌و سلامت‌ جسمي‌ خود را حفظ‌ كنيم. چنانچه‌ زني‌ در كهنسالي‌ دچار فراموشي‌ يا پوكي‌ استخوان‌ شود، اينها علائم‌ ‌بروز "بيماري" است، نه‌ نشانه‌ افزايش‌ سن. ‌يكي‌ از راه هاي‌ مقابله‌ با دشواري‌ها و بحران‌ها، كنار گذاشتن‌ نگراني‌ و نااميدي‌ است. هرگز به خودتان‌ احساس‌ ‌ترحم‌ نكنيد و در مقابل‌ مشكلات‌ تسليم‌ نشويد.‌ مطالعات‌ دانشمندان‌ نشان‌ مي ‌دهد كه‌ حدود 70 درصد از عوارض‌ به‌ ظاهر مرتبط‌ با افزايش‌ سن، قابل‌ پيشگيري‌ ‌هستند و ما توان‌و اختيار كاهش‌ آنها را داريم. آنان معتقدند كه‌ فقط‌ حدود30 درصد از مسائل‌ مرتبط‌ با كهولت‌ به‌ ‌طور ژنتيكي‌ در وجود فرد ريشه‌ دارند و چندان‌ قابل‌ پيشگيري‌ و تغيير نيستند. چه‌ عوامل‌ شخصيتي‌ و چه‌ عادات‌ و ‌خلق‌ و خوهايي‌ موجب‌ سلامتي توام‌ با افزايش‌ سن‌ خواهند بود؟ پرهيز از كشيدن‌ سيگار، بهره‌مندي‌ از تغذيه‌ ‌مقوي‌ و مناسب‌ و ورزش‌ مرتب‌ همگي‌ در اين‌ امر نقش‌ دارند.  

1-‌ ذهن‌ خود را فعال‌ نگاه‌ داريد: تحقيق‌ روي‌ افراد سالخورده‌ و تندرست‌ نشان‌ مي ‌دهد كه‌ آنها از لحاظ‌ ذهني‌ بسيار فعال‌ هستند. مغز انسان‌ همانند ‌هر ماهيچه‌ و عضو ديگري‌ چنانچه‌ مورد استفاده‌ قرار نگيرد، به‌ مرور زمان‌ ضعيف‌ مي‌ شود و تحليل‌ مي ‌رود، ‌اما با پرورش‌ و فعال سازي‌ پيوسته‌ مغز ، مي ‌توان‌ همواره‌ بر رشد آن‌ افزود. فراموش‌ نكنيد مغز انسان‌ توانايي‌ ‌يادگيري‌ مطالب‌ جديد را در هر سني‌ دارد! ‌اما چطور مي ‌توان‌ ذهن‌ را فعال‌ و هوشيار نگاه‌ داشت؟ با مرور گذشته‌ خود مي ‌توانيد به‌ كارهاي‌ مورد علاقه‌ تان‌ ‌كه‌ تا به‌ حال‌ فرصت‌ انجام‌ آنها را نداشته ‌ايد، برسيد. مثلاً چنانچه‌ به‌ يادگيري‌ زبان‌ علاقه‌ منديد، در كلاس‌ زبان‌ ‌ثبت ‌نام‌ كنيد، عضو انجمن‌ خيريه‌ شويد يا... ‌نكته‌ مهم‌ ديگر حفظ‌ " خوش‌بيني " است. اگر روحيه ‌اي‌ خوش‌بين‌ داشته‌ باشيد، مي ‌توانيد در شرايط‌ سخت‌ و ‌بحراني‌ بهتر عمل‌ كنيد. ‌

2-‌ كار را فراموش‌ نكنيد: در ميان‌ افراد مسن تندرست‌ به ندرت‌ مي ‌توان‌ فرد تنبلي‌ را يافت. در واقع‌ كساني‌ كه‌ با وجود كهنسالي‌ تندرست‌ ‌هستند، اغلب‌ در جواني‌ همواره‌ كار و تلاش‌ كرده‌ و از حرفه‌ خود لذت‌ برده‌اند. علاقه‌ به‌ شغل،‌ موجب‌ كاهش‌ ‌استرس‌ و عوارض‌ مخرب‌ آن‌ مي‌ شود و از بروز انواع‌ سرطان‌ جلوگيري‌ مي ‌كند. به‌ اين‌ ترتيب‌ يكي‌ از رازهاي‌ ‌طول‌ عمر زنان،‌ تلاش‌ و فعاليت‌ فراوان‌ آنهاست. ‌

3-‌ منضبط‌ باشيد: اكثر افراد كهنسال‌ و تندرست‌ با برنامه‌ ريزي‌ و انضبـاطي‌ خاص،‌ روزهاي‌ عمر خود را سپري‌ كرده‌اند.آنها اغلب‌ ‌در ساعتي‌ مشخص‌ از خواب‌ بيدار مي ‌شوند و در زماني‌ معين‌ به‌ رختخواب‌ مي‌روند. به ‌علاوه‌ در طول‌ روز ‌برنامه‌ تغذيه‌ اي‌ مشخصي‌ دارند و همواره‌ از كار و فعاليت‌ خود لذت‌ برده‌اند. ‌تحقيقات‌ نشان‌ مي‌ دهد كه‌ اين‌ افراد به‌ ندرت‌ به‌ سيگار يا انواع‌ مواد اعتيادآور رو آورده‌اند. به‌علاوه‌ از آنجا كه‌ در ‌ساعات‌ معين‌ استراحت‌ مي‌ كنند يا بيدار مي ‌شوند و از تغذيه‌ مناسبي‌ هم‌ برخوردارند، معمولاً دچار اضافه ‌وزن‌ ‌نمي‌ شوند و خستگي‌ شديد، آنها را آزار نمي ‌دهد. برخورداري‌ از برنامه‌ صحيح‌ در زندگي‌ موجب‌ مي ‌شود شما ‌نتـوانيد ذهنتان‌ را با افكار ناخوشايند پر كنيد و به‌ خودتان‌ آسيب‌ برسانيد. ‌

4-‌ به‌ ديگران‌ كمك‌ كنيد و از اين‌ كار لذت‌ ببريد: بسياري‌ از افراد با وجود مشكلاتي‌ كه‌ در زندگي‌ خود با آنها روبه ‌رو هستند، همواره‌ داوطلبانه‌ به‌ ديگران‌ كمك‌ ‌مي‌كنند. آنها كمك‌ خود را در قالب‌ عضويت‌ در انجمن‌هاي‌ خيريه‌ يا سازماندهي‌ برنامه‌هايي‌ براي‌ كمك‌ به‌ افراد ‌نيازمند انجام‌ مي‌ دهند. اين‌ نوع‌ فعاليت‌ها كه‌ حضور بيشتر شخص‌ در جامعه‌ را به‌ همراه‌ دارد، اغلب‌ باعث‌ مي ‌‌‌شود خود فرد به‌ ندرت‌ بيمار، يا دچار انواع‌ استرس‌ شود. ‌برقراري‌ و تداوم‌ روابط‌ اجتماعي‌ سالم‌، سيستم‌ دفاعي‌ بدن‌ را قوي‌ و فعال‌ مي‌ كند. به‌ علاوه‌ در اين‌ حالت، به‌ ‌هنگام‌ نياز، ديگران‌ هم‌ با رغبت‌ بيشتري‌ به‌ شما كمك‌ مي‌ كنند و هرگز تنها نخواهيد ماند. ‌

5-‌ با شور و اشتياق‌ انگيزه‌هاي‌ خود را تقويت‌ كنيد: چنانچه‌ احساس‌ مي ‌كنيد در زندگي‌ هدف‌ يا انگيزه‌ مشخصي‌ نداريد، بايد خودتان‌ دست‌ به‌ كار شويد. پزشكان‌ ‌معتقدند كه‌ افراد سالخورده‌ و تندرست‌ همواره‌ در طول‌ زندگي، انگيزه‌ها و اهداف‌ جديدي‌ را در نظر گرفته ‌و با ‌توجه‌ به‌ اين‌ انگيزه‌ها و هدف‌هاي‌ نوين، همچنان‌ با سلامتي‌ به‌ زندگي‌ ادامه‌ داده‌اند. شما هم‌ اين‌ روش‌ را به‌ كار ‌بگيريد. به‌ علاوه،‌ پيش‌ از اين‌ كه‌ يكي‌ از اهداف‌ خود را به‌ پايان‌ برسانيد، به‌ فكر برنامه‌ بعدي‌ باشيد تا بلافاصله‌ به‌ ‌آن‌ مشغول‌ شويد. مغز انسان‌ توانايي‌ يادگيري‌ مطالب‌ جديد را درهر سني‌ دارد! ‌

6-‌ با سختي‌ و شكست‌ كنار بياييد: اغلب‌ وقتي‌ با افراد سالخورده‌ و تندرست‌ روبه ‌رو مي‌شويم، تصور مي‌ كنيم‌ آنها زندگي‌ آساني‌ را پشت‌ سر گذاشته‌اند. اما وقتي‌ پاي‌ صحبت‌ ايشان‌ مي ‌نشينيم، متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌ آنها هم‌ بحران‌ها و مشكلات‌ عظيمي‌ را پشت‌ سر ‌گذاشته اند. هنر اين‌ افراد تسلط‌ بر اوضاع‌ و تلاش‌ آنها در جهت‌ بهبود وضعيت‌ بوده‌ است. آنها همواره‌ سعي‌ ‌كرده‌اند از استرس‌ و ناراحتي‌ خود بكاهند.

7-‌ به‌ خدا توكل‌ كنيد: ‌"ايمان‌ به‌ پروردگار و اعتقاد به‌ خواست‌ او" موجب‌ مي‌شود فرد با آسايش‌ روحي‌ و رواني‌ بيشتري‌ زندگي‌ را ‌سپري‌ كند. به‌ علاوه، فرد مؤمن‌ با استرس‌ و تنش‌ كمتري‌ روبه ‌رو مي‌ شود. دانشمندان‌ نيز به‌ رابطه‌ مستقيم‌ ميان‌ ‌ايمان‌ به‌ خدا و تندرستي‌ پي‌ برده‌اند. همچنين ايمان‌ به‌ خدا موجب‌ افزايش‌ اعتماد به ‌نفس در فرد مي‌‌شود و همين‌ ‌ويژگي‌ بر توانايي‌هاي‌ او مي‌افزايد.‌

+ نوشته شده توسط محسن در شنبه دوم خرداد 1388 و ساعت 14:20 |


Powered By
BLOGFA.COM